خرید بک لینک

احمق ما مرده ایم

عنوان: احمق! ما مرده ایم
نویسنده: رسول یونان

نـشر: مشکی
تعداد صفحات: 32
سال نشر: چاپ اول 1387- چاپ پنجم 1393

مجموعه 27 داستانک یا مینی مال معمولی ِ معمولی و به ندرت جالب از جناب رسول یونان...

- مرد دوست نداشت خانه را ترک کند. اما باید از آن جا می رفت. اهل خانه او را در جعبه ای چوبی گذاشتند و به دو مرد تنومند سپردند تا از آن جا دورش کنند. او می خواست فریاد بکشد و از بی مهری آن ها گلایه کند. اما نمی توانست. هرچه زور می زد صدایش در نمی آمد. مرد مرده بود و نمی دانست.

- من نمی توانم باور کنم. فکر می کنم همه اش خواب می بینم. آخر چه طور ممکن است؟ مگر می شود از دیوار ها عبور کرد، یا از آب گذشت و خیس نشد؟ ما تمام این کارها را کرده ایم. حتی از کوه پرت شدیم و خراشی برنداشتیم.

- احمق! ما مرده ایم.

* حرفی برای گفتن ندارم...

برچسب: نویسنده: الینا فراهانی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 11:36

صفحه بندی