ناتوانی - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 23:48
توی ماشین نشسته ایم. من در حال دست و پنجه نرم کردن با سر دردِ بی رحمِ ناشی از سرماخوردگی ام و تو در حال رانندگی. شست دست چپم را روی گیج گاهم می گذارم و تا جایی که می توانم فشار می دهم. معین می خواند و تو رانندگی می کنی و من از درد به نفس های عمیق پنا
ملت عشق - الیف شافاک - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 23:48
عنوان: ملت عشقنویسنده: الیف شافاکمترجم:ارسلان فصیحینشر: ققنوستعداد صفحات: 511سال نشر: چاپ اول 1394 - چاپ چهلم 1396 اللا زنی خانه دار و مادر سه فرزند و صاحب یک زندگی بسیار معمولی است. به آشپزی کردن علاقه دارد و هر روز با تمام وجود در کنار میز صبحان
خفه شو عزیزم - محمد صالح علاء - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 23:48
عنوان: خفه شو عزیزمنویسنده: محمد صالح علاءنـشر: پویندهتعداد صفحات: 80سال نشر: چاپ اول 1395 این کتاب نمایشنامه ای درباره یک خانم و آقاست که ناگهان زنگ در خانه شان به صدا درمی آید و آنها فکر می کنند که چه کسی پشت در است و آیا باید در را باز کنند یا خ
انگار کمی مرده بودم - مهین دخت حسنی زاده - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 23:48
عنوان: انگار کیم مرده بودمنویسنده: مهین دخت حسنی زادهنـشر: ققنوستعداد صفحات: 120سال نشر: چاپ اول 1392 داستان در مورد مردی ست که در اثر تصادف مدتی کوتاه به کما می رود و بعد از به هوش آمدن برگشتن به زندگی عادی و رهایی از صداهایی که در بیهوشی شنیده و
تشویش - تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 23:48
پرم از دلهره. پرم از کارهای نکرده. پُر ِ پُر ِ پُر. دلم آرام و قرار ندارد. می نشینم یک گوشه و زل می زنم به تلویزیونی که نمی دانم چه پخش می کند و از چه می گوید. می نشینم پشت لپ تاپ و پرسه می زنم در وب هایی که نمی شناسم. می دانم باید شروع کنم به نوشتن.
بی تابی - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 17:32
در حال راه رفتنم. تند تند. تصویر چشم های منقبض ات از جلوی چشم هایم کنار نمی رود، که نمی رود. نمی فهمم کی می رسم جلوی در، کی می رسم سر کوچه و کی می رسم جلوی داروخانه تماماً بسته. داروخانه ی بسته را که می بینم تازه به خودم می آیم. ولی تصویر چشم های قرمز پر از دردت کمرنگ که نمی شود هیچ، لحظه به لحظه پر...
هدیه - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 17:32
همیشه به روز تولدم که نزدیک می شدم پر می شدم از عجیب و غریب ترین احساسات عالم. غم، شادی، ترس، نگرانی، شعف، غبطه، حسرت، تنهایی و چه و چه و چه. همیشه روز تولدم که می شد همه ی آدم ها را کنار می گذاشتم و می نشستم ساده و صمیمی با خدا حرف می زدم و هر بار در کنار تمام داده ها و نعمت ها هدیه ویژه ای می خواس...
قرمز جدی - دنیا مقدم راد - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 17:32
عنوان: قرمز جدینویسنده: دنیا مقدم رادنـشر: چشمهتعداد صفحات: 93سال نشر: چاپ اول 1393 قرمز جدی اولین اثر نویسنده جوانی سی و سه - چهار ساله است. دنیا مقدم راد به قول خودش از دنیای تئاتر و نمایش به دنیای بازیگری آمده و این موضوع را به راحتی می توان در توصیفات جالب و لذت بخش او دید. این کتاب مجموعه ای از...
دورِ نزدیک - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:04
پشت تلفن که حرف می زند، ذوق و شوق و خوشحالی است که از صدایش می بارد. حرف می زند و تمام نکات را بررسی می کند. حرف می زند و راهنمایی می کند. حرف می زند و می گوید تا ان جا که بتواند، هر کاری که از دستش بر بیاید برایمان می کند. پشت تلفن که حرف می زند دلم آتش می گیرد. از نزدیک بودنش. از دور بودنش. از نزد...
تصرف عدوانی - لنا آندرشون - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:04
عنوان: تصرف عدوانینویسنده: لنا آندرشونمترجم: سعید مقدمتنشر: مرکزتعداد صفحات: 172سال نشر: چاپ اول 1395 - چاپ یازدهم 1396 لنا آندرشون - نویسنده و روزنامه نویس سوئدی - در این کتاب مخاطب را با زنی به نام "استر" آشنا می کند که زندگی خوب، ساده و قابل قبولی دارد و برای روزنامه می نویسد. روال عادی زندگی ِ ا...
عاشقانه - فریبا کلهر - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 17:47
عنوان: عاشقانهنویسنده: فریبا کلهرنـشر: آموتتعداد صفحات: 236سال نشر: چاپ اول 1391 این کتاب داستان عاشقانه های مردی نویسنده است. مردی که رد پای سه زن در زندگی او دیده می شود. همسر، نامزد ِ سابق و دختری که رویا و واقعیت او را به هم می ریزد. - "جان دلم" این رمز من و اوست. قرار من و اوست. صدا زدن و جواب ...
شب های تهران - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 17:47
شهرها را در شب بیشتر دوست دارم. اصفهان را در شب. مشهد را در شب. شهرِ روزهای کودکی را در شب و تهران را در شب. همیشه نوشتن، خواندن، قدم زدن، رانندگی کردن و حرف زدن در هوای تاریک و خنک شب به طرزی خاص آرامم می کرد. از حالا به بعدِ زندگی، "تو" را دارم. "تو"یی که کنار تمام فعل های آرامش بخشم قرار می گیری ...
ترس های زنانه - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 17:47
امروز روز دویدن است. همه به صف شده ایم و با سرعتی کم و بیش ثابت دور سالن می دویم. دور تا دور سالن ورزشی آینه است. می دویم و من برخلاف بقیه، به جای توجه به صورت قرمز و پر از عرقِ خودم، روی چهره ی دیگران تمرکز می کنم. دلم میخواهد بدانم در این گرما، وقتی نفس در نمی آید، وقتی بی وقفه در حال دویدن و ورزش...
قیدار - رضا امیرخانی - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 0:00
عنوان: قیدارنویسنده: رضا امیرخانینـشر: افقتعداد صفحات: 296سال نشر: چاپ اول 1391- چاپ یازدهم 1394 امیرخانی در قیدار به توضیح زندگی یک جوانمرد می پردازد. جوانمردی که الگوی جماعتی است در زندگی، مردانگی، دین داری و حتی همسرداری. قیدارِ جوانمرد و قهرمان داستان، نه تنها نامش برگرفته از نام پیامبران است
ذکر - تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 0:00
تازه رسیده بودم. هم خسته بودم و هم نه. دلم برایشان بیشتر از آنچه که فکرش را می کردم تنگ شده بود. لباس هایم را عوض کردم. دست و صورتم را شستم و با فسقلی جان سرگرم شدم. مامان صدایم کرد تا بروم توی حیاط. دست فسقلی را گرفتم و با خودم همراه کردم. نشسته بودم تا کفش هایش را پایش کنم. سرم پایین بود. صدایم
ساعت سه نیمه شب - تاریخ: 1396/5/2 ساعت: 20:53
ساعت از سه گذشته بود. سه ی نیمه شب. در راه پله، روی پله نشسته بودیم و در تاریکی ناپدید شده بودیم. من سایه ای محو از تو را می دیدم که کنارم نشسته است. همین. با چشمانی که گه گاه برق می زد و دلم را پر از شوق، پر از ذوق و پر از خواستنت می کرد. هوا بی نهایت گرم بود. گرمای هوا، گرمای وجود تو، دل گرمی کنا
همهمه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 11:52
صدای تمام آدم های اطرافم در ذهنم پخش می شود. تمام کسانی که می شناسم و تمام آن ها که نمی شناسم. صدای تمام کسانی که روزی در این دنیا بوده اند و تمام ِ تمام کسانی که روزی به این دنیا خواهند آمد را می توانم بشنوم. همه با هم در حال حرف زدن اند. بی وقفه، بلند، آرام، با مراعات، بی مراعات، دل سوزانه، سخت
هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد - ویسواوا شیمبورسکا - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 5:31
عنوان: هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتدنویسنده: ویسواوا شیمبورسکامترجم: ملیحه بهارلونشر: چشمهتعداد صفحات: 136سال نشر: چاپ اول 1393 شیمبورسکای لهستانی را به لطف نرم افزار طاقچه و اعتمادی که به نشر چشمه دارم، شناختم. پس از اندکی جست و جو متوجه شدم، زنی متفاوت است که مخاطبان زیادی دارد و زوایایی خاص و مخت
موضعِ صبر - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 5:31
جور عجیبی هستم. بسیار عجیب. در حالی ام که تا به حال تجربه اش نکرده ام. می خواهم حرف بزنم، اشک ها سُر می خورند بیرون. می خواهم نفس بکشم، اشک ها سرازیر می شوند. اشک ها سَد می شوند بین من و هر کار. بین من و خودم. این حال خاص را دوست دارم. این انقلاب درونی را. این تحول پیش بینی نشده را. این ناباروی دوس
یک عاشقانه آرام - نادر ابراهیمی - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 2:49
عنوان: یک عاشقانه آرامنویسنده: نادر ابراهیمینـشر: روزبهانتعداد صفحات: 239سال نشر: چاپ اول 1376 - چاپ سی و پنجم 1395 از نادر نوشتن و درباره نادر نوشته ها، حرفی زدن، چیزی نوشتن و پیامی را منتقل کردن، کاری بس دشوار است. هر آنچه می خواهم درباره این کتاب شاهکار گونه بگویم و هرجور که می خواهم کلمات را ک

برچسب‌های مرتبط

بهترین شکل ممکن | بهترین شکل ممکن کتاب | فیلم بهترین شکل ممکن | آداب بی قراری | آداب بيقراري | نقد آداب بی قراری | انتظارك صعب كلمات | انتظار شعر | نخستین عشق | نخستین عشق من